عذابی به نام شُهرت

راستش وحشت کردم ؛ بد جوری هم وحشت کردم . حتی تصور این گونه آزار دیدن را هم نمی کردم . به کامران گفتم : چه جوری تحمل می کنی ؟ گفت : می بینی ؟ حتی با همسرم نمی توانم به یک پارک بروم تا کمی تفریح داشته باشم ؛ تمام لحظه های خصوصی زندگی من ، عمومی شده و دیگر دارم بد جوری کم می آورم .

راست می گفت : در این یکی دو روزی که با هم به بندر عباس رفته بودیم ، تمام لحظه هایی که در اسکله بودیم یا در بازارهای شیک یا بازارهای سنتی و در خیابانهای شهر پرسه می زدیم ، می دیدم که کامران ، در هیچ لحظه ای  راحت نیست ؛ یا به او سلام می کنند و او باید جواب سلام تک تک رهگذران را بدهد یا از او می خواهند همان کنار خیابان یا پاساژ با تلفن همراهشان عکس دو یا چند نفره یادگاری بگیرد ، یا امضایی بدهد . چند تا نوجوان سبزه و آفتاب سوخته بندر هم تا نجف زاده را دیدند ، اول او را به هم نشان دادند و گفتند : این همانیه که تو تلویزیون اخبار می گه ! راننده تاکسیی که ما را در شهر می چرخاند گفت : اینها بچه های خوب جنوب هستند دیگر . و آنها با شادمانی از این توصیف برای کامران جمله او را تکرار می کردند : ماها بچه های خوب جنوب هستیم ! یک خانم و آقای جوان هم مثل چندین نمونه دیگر تا کامران را دیدند از ما جلو زدند و مرتب بر می گشتند و با رضایت او را نگاه می کردند ؛ رضایتی آنگونه که شاید یکی از لحظه های بزرگ زندگی خود را شکار کرده بودند . البته برخورد نجف زاده با همه مخاطبان ، بسیار خوب بود و کمترین واکنشی که نشاندهنده بی اعتنایی یا بی ادبی باشد در او ندیدم . بی اعتنا ترین آدم هم  خانمی بود  که توی فرودگاه کارت پرواز مسافران را پاره می کرد. او تا چشمش به کامران افتاد ، رو به بقیه مسافران کرد و گفت : این بیست و سی ها هم نمی آیند یک بار از ما گزارش تهیه کنند تا ببینند ما چه کار سختی داریم !

        

زندگی با شهرتِ زیاد ، و الان فکر می کنم حتی با شهرتِ کم ، بسیار بسیار بیشتر از آنچه لذت بخش باشد ، آزار دهنده و خوره روح است .

درد دلهایی که کامران توی هواپیما با من می کرد بیش از آن چیزی است که می توانم در اینجا بیاورم ، تنها می توانم پیشنهاد کنم شما هم مثل من از خدا بخواهید  هیچ گاه به عذاب شهرت دچار نشوید . الان برای من زندگی در گمنامی بسیار بسیار شیرینتر و لذتبخش تر از گذشته شده است . 

/ 11 نظر / 136 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آخرین اصولگرا

این که تازه خوبشه حاجی بازم نجف زاده می تونه بیاد بیرون و گشتی بزنه بعضیا که آارزوی همینم دارن

عطش زار

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن

امین شیخی

نگاه سياسي: " سرنوشت مرد غير قابل پيش بيني دولت؟!"

معصومه توحیدی

سلام.... پس عاقبت پیدایش شد..... نپرسیدید چرا وبلاگش را به امان خدا رها کرده..... امروز یک ماه و 6روز است که وبش دست نخورده مانده........ همه جا اطلاعیه داده اند که اگر کسی جمالش را رویت کرد با بوق و اس ام اس و تلفن و شیپور به بقیه خبر بدهد[نیشخند]...شاید بچه های خوب جنوب هم می خواستند همکاری کنند.....[چشمک] همیشه خدا جای شکرش را باقی میگذارد چه برای آنهایی که مشهور نیستند و چه برای آنها که مثل کامران به نیکی شهره شهر شده اند....چه بسا اگر........ پس بهش بگید زیاد سخت نگیره......[گل]

بوجار

میگن آدما خیلی تلاش میکنن تا معروف بشن ، اما وقتي معروف ميشن ، عينك آفتابي ميزنن تا كسي اونارو نشناسه . [لبخند] البته جناب نجف زاده ميتونه مثل " درسا " عينك بزنه و فقط تكيه بده ، به همين راحتي [نیشخند]

هبوط

شما هم کم مشهور نیستید استاد شکسته نفسی میکنید.[نیشخند]

دیده بانان (سربازانی برای انقلاب)

به نام نامی حق جناب آقای دژاکام با سلام دشمنان انقلاب اسلامی و انسانیت هویت اخلاقی و بنیانهای اخلاقی ما را در فضای اینترنت مورد هدف قرار داده اند سالهاست با غم و اندوه شاهد حضور و ترکتازی سایتها و بلاگهای ضددینی و ضداخلاقی هستیم امروزه فیلترینگ نیز جوابگوی برخورد با اینگون سایتها نیست مسیر حرکت آنها نشان می دهد کاملا هدفدار و با سازماندهی فعالیت می کنند حریم امن خانواده را مورد هجوم قرار می دهند از سکس با محارم که در پییشگاه همه مذاهب عاملین آن مورد لعن و نفرین هستند می نویسند حرمت مادر را که قداستی الهی در نزد همه دارد در حد یک شریک جنسی فاسد تنزل می دهند و اینک قوه مغننه توان خود را برای تهیه یک لایحه نسبتا قاطع و تثبیت آن نشان می دهد مورد هجوم عاملین و منحرفین قرار گرفته است ما را در راه مبارزه با مظاهر فساد در اینترنت یاری دهید.

آزاده

"وبگاه دانشجویان ضد انجمن مستقل" به راه افتاد. منتظریم

امير علي مصدق

سلام حاج تقي يك توضيح به اون نوشته ات درباره شعر طنز من نوشته ام كه در ذيل همان نوشته درج كردم . ملاحظه كن .

محمد آل حبیب

شهرت برای بعضی خوب برای بعضی بد! بعضی از خدا عزت و آبرو میگیرند و بعضی از شیطان رانده شده!